السيد محمد تقي المدرسي (مترجم: آرام)
444
تفسير هدايت (فارسى)
رسيدگى بود . و بدين گونه كار پيش رفت تا به خمس اخير قرآن رسيديم و بار ديگر برنامهء كار را تغيير داديم : يكى از برادران همهء تفاسير مشهور را مىخواند و ملاحظاتى دربارهء آنها مىنوشت ، و من نيز به نوبهء خود بعضى از تفسيرها را مراجعه مىكردم و سخنرانى مفصلى از آن فراهم مىآمد كه پس از آماده شدن نوشتهء آن با استخراج از نوار تجديد نظر ديگرى در آن مىكردم و به صورت نهايى در مىآمد . شك نيست كه اين روش كار براى ما از لحاظ تأليف دسته جمعى سود فراوان داشت ، و با وجود آن / 482 كه من خود مسئول همهء نوشتههاى منتشر شدهء در مجلدات مختلف تفسير بودم ، برادران نيز ، و مخصوصا در خمس اخير ، سهم بزرگى در كار داشتهاند . سالها يكى پس از ديگرى مىگذشت ، و هر سال را سال نهايى تصور مىكرديم ، ولى مشكلات داخلى و خارجى مانع كار مىشد ، و چنان بود كه سه جزء از قرآن براى سال حاضر ( 1409 ه ) باقى ماند كه خدا ما را براى به پايان رسانيدن تفسير در آن موفق فرمود ، و اگر من بر برادران پيشى نمىگرفتم و در ضمن سفر كوتاهى كه به بعضى از كشورها كردم به تأليف اين آخرين جزء با چشم پوشى از اسلوب سابق نمىپرداختم ، كار صورت اتمام پيدا نمىكرد ، و بايد بگويم كه اين جزء ، همچون جزئهاى نخستين تفسير ، به صورت كامل به قلم خود من نوشته شده است . ( 3 ) هر كس به چهل و پنج سالگى برسد ، در حقيقت چنان است كه خورشيد عمرش به وسط آسمان رسيده و از نصف النهار گذشته و ، بدون شك ، عنفوان زندگى او به پايان رسيده است . و هنگامى كه به عقب باز مىنگرم ، از خود مىپرسم كه : چه كردهام ؟ گذشت سالها سريعتر از آن بود كه من پيش خود حساب مىكردم ، همچون گل بهارى است كه پياپى مىشكفد تا خشك شود . عمر زمينى كه بر روى آن زندگى مىكنيم از چهار ميليون سال تجاوز مىكند ، پس چهل يا هشتاد سال در مقابل آن چه وزنى مىتواند داشته باشد ؟ و چون اين فرصت زندگى